ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

14

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

كند بايد به دنبال سطيح و شق بفرستد . اين دو تن ، پادشاه را از هر چه بپرسد ، آگاه خواهند كرد . » سطيح ، نامش ربيع بن ربيعه بود و او را ذئبى مىخواندند زيرا از دودهء ذئب بن عدى بود شق ( به كسر شين ) نيز ، شق بن مصعب بن يشكر بن انمار بود . بارى ، ربيعه در پى اين دو تن فرستاد و سطيح زودتر از شق رسيد . ربعه ، همين كه سطيح را در برابر خود يافت ، از خوابى كه ديده بود و تعبير آن پرسيد . سطيح جواب داد : « تو در خواب جمجمه‌اى ديدى كه از تاريكى بيرون آمد و در زمين بهمه‌اى [ ( 1 ) ] افتاد و هر صاحب جمجمه‌اى از آن خورد . ربيعه گفت : « درست گفتى و در اين باره هيچ اشتباهى نكردى . اكنون بگو ببينم كه تعبير آن چيست ؟ » جواب داد : « به چرندگان و پرندگانى كه در ميان دو حره [ ( 2 ) ] هستند ، سوگند مىخورم كه مردم حبشه در سرزمين شما فرود خواهند آمد و بر زمين‌هائى كه ميان ابين [ ( 3 ) ] تا جرش [ ( 4 ) ] قرار گرفته ، دست

--> [ ( 1 ) ] - به همه ( به فتح باء و كسر هاء و فتح ميم ) : زمين به همه ، زمينى است كه در آن بهمى مىرويد . بهمى گياهى است شبيه جو . ( لغتنامهء دهخدا ) [ ( 2 ) ] - مراد از دو حره ( به فتح حاء و كسر راء مشدد ) دو ناحيه است [ ( 3 ) ] - أبين ( به فتح الف و باء و سكون ياء ) : قسمتى از يمن كه عدن جزء آن است . ( لغتنامهء دهخدا ) [ ( 4 ) ] - روستائى است در يمن از جانب مكه . ( لغتنامهء دهخدا )